دلتنگم خدا ....

خدایا یه سوال برام پیش اومده که دلم می خواد ازت بپرسم ، تو هم دلتنگی و تجربه کردی ؟ تجربه می کنی ؟ می دونی دلتنگی اونم برای کسی که خیلی برات عزیزه چقدر سخته ؟

خیلی دلتنگ و نگرانش هستم ، راه به جائی ندارم و کاری نمی تونم بکنم ، سومین شب احیاء فکر می کردم بهترین وقته و زمانش رسیده که روی ماهش و ببینم و شاید هم بتونم فرصتی پیدا کنم و باهاش صحبت کنم و بگم هر آنچه که باید ، اما افسوس که این اتفاق نیفتاد و حسرت و داغ دلم بیشتر شد . خدای بزرگ و خوبم تو هم باهام قهری و انگار که دیگه تو هم دوستم نداری ، درست مثل سمیرا . ازت معذرت می خوام خدا ، توبه می کنم به درگاهت و ازت خواهش می کنم التماس می کنم منِ بنده بدت و ببخشی و بازم باهام آشتی کنی ، بازم دوستم داشته باش و دوستم باش ، پشت و پناهم باش و تنهام نزار که بدجور تنها و بی کس شدم .... هروقت که من اذیتش کردم و دلش و به درد آوردم تو هم ازم ناراحت شدی و باهام قهر کردی ، من نوکر خودت و اون بنده خوبت هستم ، خودت می دونی چقدر دوستش دارم و چه خدمت هائی دلم می خواد به اون بنده خوبت بکنم ولی بعضی وقتا هم ناخواسته ناراحتش کردم ، تو که می دونی خیلی برام مهم بوده همیشه که ناراحتش نکنم و وقتی هم باعث ناراحتیش شدم چه عذابی کشیدم . دلم هم برای تو خیلی تنگ شده و هم برای سمیرا :(

خدایا به خودت و به بزرگی و مهربونیت قسم می خورم که دیگه ناراحتش نکنم ، عاجزانه التماست می کنم منو ببخشی و از اونم بخوای منو ببخشه و برگرده ....

در روز ساعتی نیست که یادش نیفتم و نبودنش هوار نشه روی سرم . چشمای معصومش ، صورت زیباش ، خنده های نابش و صدای گرم و دلنشینش و بیاد میارم و آتش می گیرم که نیست ......

جلوی تلویزیون بودم و داشتم سریال می دیدم ، دلم خواست بود و سرمو روی پای اون بزارم . حتی دلم می خواد باشه و بازم اذیتم کنه و دست روی نقطه ضعفم بزاره و حرصم بده .... خدایااااااااااااا جاش خیلی خالیــــــــــه :(

خواهش می کنم منو ببخش و از سمیرا هم بخواه منو ببخشه و برگرده ، اون تورو خیلی دوستت داره و روی حرفت حرف نمی زنه ........ التماس می کنم تو ازش بخواه خداااااااااااا


فقط تو محرمم بودی و هستی و خواهی بود ...


ادامه نوشته

التماس دعا

دعایی برای رهایی از دشواری‌ها و گرفتنِ حاجت

از حضرت صاحب الزّمان(عج) برای مال باخته‌ای که مالی را از دست داده است و یا حاجتمندی که در طلب حاجت خویش است و کسی که گرفتاری و سختی او را احاطه کرده است، دعایی رسیده است که بر تکرار در قرائت آن دعا تأکید بسیار شده است. و آن دعای کوتاهی است که در ذیل می‌آید:


أنت الله الّذی مبدئ الخلق و معیدهم و أنت الله الّذی لاإله إلاّ أنت مدبّر الأمور و باعث من فی القبور و أنت الله لاإله إلاّ أنت.

القابض الباسط و أنت الله الّذی لاإله إلاّ أنت وارث الأرض و من علیها أسألک باسمک الّذی إذا دعیت به أجبت و إذا سئلت به أعطیت و أسألک بحقّ محمّد و أهل بیته و بحقّهم الّذی أوجبته علی نفسک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تقضی لی حاجتی السّاعة السّاعة یا سیّداه یا مولاه یا غیاثاه.

أسألک بکلّ اسمٍ سمّیته به نفسک واستأثرت به فی علم الغیب عندک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تعجّل خلاصنا من هذه الشّدّة، یا مقلّب القلوب والابصار یا سمیع الدّعاء برحمتک یا أرحم الرّاحمین إنّک علی کلّ شیءٍ قدیرٌ

ترجمه :

آن خدایِ آغازگرِ هستی و منتهایِ آن، تویی تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست. تدبیر امور به دست توست و تویی برانگیزندة همة مردمان از قبرها. و تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست.

به موقع سخت‌گیر و به موقع اهل گذشت هستی و تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست و تو وارث زمین و اهلِ آن هستی.

به آن اسمی از تو درخواست می‌کنم که اگر به آن نام خوانده شوی، اجابت می‌کنی و اگر به آن نام، موردِ پرسش قرار گیری، عطا می‌کنی. از تو می‌خواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و به حق آن کسی که رعایت حقّش را بر خودت سزاوار دانستی، از تو می‌خواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و هم اکنون، همین الان حاجت مرا برآوری، ای آقا و مولایِ من! ای پناهِ من!

به حقِّ هر اسمی که خودت را به آن نام خواندی و در علمِ غیبِ خود، آن را به خودت اختصاص دادی، از تو می‌خواهم در رهاییِ ما از این سختی تعجیل کنی. ای متحوّل سازندة دل‌ها و دیده‌ها! ای شنوندة نیایش‌ها! همانا تو بر هر کاری توانایی. به رحمتِ خودت، ای مهربان‌ترین مهربانان، بر ما ترحّم کن!


انشااله که حاجت بگیرین و من رو هم فراموش نکنین و دعام کنین


برای عزیزترین و خاص ترین مخاطب خاص دنیا


ادامه نوشته

فریاد دلم


نیستی و دلتنگ تو هستم ، با اینکه همیشه به یادتم ، باز هم در این یاد در فکر تو هستم
نیستی و اشک است که حلقه زده در چشمانم ، یک لحظه در فکر رفتم که کاش اینک بودی در کنارم
که آرامش بدهی به قلبم ، دلم گرفته همنفسم
تو خودت میدانی که وقتی نباشی در کنارم ، مثل حالا آشفته و پریشانم
در این هوایی که دلم گرفته ، کاش میشد در کنارم بودی و با حضورت آرامم میکردی
که چگونه معجزه میشود، با وجود تو چه غوغایی میشود در دلم!
تا که میخواهم از این عالم دلتنگی رها شوم ، انگار که میخواهم از این دنیا جدا شوم !
مگر آنکه یک آدم سر به هوا شوم ، تا در آن لحظه بی نفس ، بی هوا شوم !
نیستی و نبودنت خنجر است که فرو میرود در قلب بی طاقتم !
من شاهد اینم که دلم عذاب میکشد ، طعم تلخ نبودنت در کنارم را میچشد !
این من و این دلتنگی ها ، دلم گرفته از بی محبتی های این زمانه !
که چرا نباید در کنار عشقم باشم ، چرا نباید در آغوش همنفسم باشم!
و من آرام مینویسم ،بی صدا اشک میریزم ، اما درون دلم فریاد است ! فریاد !!!
فریادی که تنها قلب تو می شنود از اعماق احساساتمان ، دردی که تنها قلب ما میکشد از فاصله بینمان!
میترسم تا بخواهد شکسته شود
فاصله بینمان ، شیشه عمرمان نیز بشکند ، و آخر سر میماند حسرت و به جا میماند همان صدای فریاد !

هرروز ...


هر روز میمیرم
هر روز میشکنم
هر روز میگریم
هر روز میـ …
روزها تکراریست یا افعال من ؟!
خسته ام از این میـ … ها…


می دونی دختر قهر تو چه آتشی به جونم انداخته ؟ آتشی که زجرکشم داره می کنه . اصلا می دونی قرارمون این نبود عزیز ؟ خیلی بهت نیاز دارم ، این زندگی با اومدن تو و آشتی دوباره ات آرامش پیدا می کنه ، فقط با اومدن تو . کاش میومدی اینجا و می خوندی و می فهمیدی چقدر عذاب دارم می کشم که نیستی . خیلی هم نگرانتم و فکر می کنم اتفاق بدی افتاده ، تو هم که هیچ خبری از خودت نمی دی انگار یادت رفته من چه احساسی نسبت به تو داشته و دارم !!!!

دوست من ، هستیه من و نفسم برگـــرد و بازم زنده ام کن ...


می خوام درددلم و بهت بگم که دارم دیوونه می شم

نمی دونی چه دردی دارم می کشم ....

رمزدار و بخون


+ ویرایش

ادامه نوشته

چرا نیست ؟ چرا نمیاد ؟


ادامه نوشته

امروز جات خالی از صبح زود رفتیم بیرون از شهر ، البته به رسم احترام و عادت می گم جات خالی چون واقعا بدون تو جائی رفتن یا وقتی تو قهری و هیچ ارتباطی نداریم خوش نمی گذره ، واقعا می گم بدون تو بهشت هم جهنمه برام .

ولی انصافا جای قشنگی بود و از اولین لحظه اش به یاد تو بودم و به خودم گفتم اگه یه روز خدا خواست و تو هم خواستی و آشتی کردی باهام ببرمت و خودت اونجارو ببینی ، حدس می زنم که نرفته باشی این منطقه رو .

من توی لیستم خیلی جاها رو نوشتم و دارم که دلم می خواد و آرزومه با تو برم اونجا تفریح کنیم و این محل امروزم بهش اضافه شد .

عزیزِ من خیلی دلم برات تنگ شده .... کاش بودی و می دیدمت و باهات حرف می زدم ....

شما چطوری ؟ خوبی ؟


ادامه نوشته

لطفا بخون عزیزم


ادامه نوشته

شب قدر ...

قدر، باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع، به اندازه او جاری می‏شود

خدایا! در شب قدر هر چه خیر نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان . . .

آمین

خداروشکر که زنده ایم و شب های قدر امسال رو هم قسمتمون شده بتونیم با خدا راز و نیاز کنیم و به معبودمون نزدیکتر بشیم . و البته از اینها گذشته شب های عزیزی که درب های رحمت خدا به رومون باز می شه و می تونیم برای عزیزامون و سلامتیشون دعا کنیم و حاجت بخوایم و اگه عزیزی کنارمون نیست برای وصال و نزدیک شدن دوباره از خدا خواهش کنیم و التماسش کنیم . با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه و سلامتی خانواده و عزیزانمون و ....

راستی برای منم دعا کنین ممنونتون می شم .


ادامه نوشته

بی رقیب و بی همتائی بخدا


ادامه نوشته

نیستی !!!!


ادامه نوشته

دنیـــا زتو سیـــرم...


ای خدا ای که چنینم کرده ای
ای خدا ای که چنینم کرده ای
خسته ز هستی
کو در باز امیدی ، که برویم تو نبستی
تو نبستی
نه تحمل به اسارت ، نه امیدی به رهایی
ای خدا شکر ولیکن آخه نشد این رسم خدایی
نشد این رسم خدایی
غصه بعد از غصه ، غم دنبال هم
ضربه روی ضربه ، ماتم پشت هم
من نمیدونم چرا این زندگی ، بر سرم بارد مصیبت دم به دم
بر سرم بارد مصیبت دم به دم

دنیا زتو سیرم بگذار که بمیرم
در دامت اسیرم دنیا دنیا

من بی پناهم من بی گناهم
اشکم گواهم دنیا دنیا

مینالم همچون نی با ناکامی
ای دنیا از تو سیرم ، تا بمیرم
ناید از نی ، نامی بر لب
دنیا دنیا

می شه خواهشم و قبول کنی ؟


ادامه نوشته

خدای من خدای بزرگ و مهربون من تو هم منو ببخش ، باهام آشتی کن خدا

نمی دونم چجوری ازت بخوام و چیکار کنم که بهم گوش کنی و دستمو بگیری !!

دلم برای سمیرا تنگ شده و از اینکه نمی بینمش و خبری ازش ندارم زجر می کشم .... سمیرای من حالش چطوره ؟

کجاست و چکار داره می کنه ؟ همه چی همونجوری که می خواد پیش می ره و زندگی بر وفق مرادش هست ؟

خدایا این انصاف نیست که به زندگیم برنمی گردونیش با اینکه خودت همه چی و می بینی و بهتر از هرکسی می دونی ....

همیشه می ترسیدم که یه روز بره و از دستش بدم ، همین فکر لحظه هام و پر از استرس و نگرانی می کرد و نمی تونستم اونجوری که باید با سمیرا باشم ، نتونستم از اون ترس به خوبی استفاده کنم و کاری نکنم که ناراحتش کنم و باعث جدائیمون بشه ....

آره دیگه خیلی دیر شده برای فهمیدنش ....

هر وقت اونو تجسم می کنم و بهش خیره می شم و نگاه می کنم تا به چشماش می رسم با اینکه تو خیاله نمی تونم به چشماش نگاه کنم .... روی نگاه کردن به چشمای زیباش و دیدن اون برق خاص معصومیت و مهربونی و پاکیش و ندارم ....

خدایا بازم بهم لطف کن و سعادت دیدنش و نصیبم کن

به خودت قسم و به جون خودش دیگه اذیتش نمی کنم ، قول می دم ...

اون فرشته زیبا و متین و مهربون منه

بهم برگردونش لطفاً




ادامه نوشته

مو شرابیِ خوشگلم .....


ادامه نوشته


چقدر غریب !

هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند!

یخ کرده زمین از بی هوایی …

برای خودم و شاید برای تو هم ...

هنوز منتظرم
وسط یک شب بارانی
که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و
بگویی
چیزی نیست
خواب می دیدی…

ادامه نوشته