حسِ تنهایی

واست بی تابم و بیخوابم و می دونی دلتنگم
واست میمیرم و درگیرم و با دنیا در جنگم
منو تنها نزار از روزگار با اینکه دل خستم
واست دیوونم و می مونم و تا آخرش هستم
داره می باره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی
دارم از بین میرم توی این دلتنگی
داره دل میگیره بی تو از بیرنگی
دارم از بین میرم توی این خاموشی
کاش میشد می بردی منو با آغوشی
نمیشه با نبودت ساده سر کرد
نمیشه سالم از این غم گذر کرد
داره میباره بارون و تو نیستی
شده این خونه زندون و تو نیستی
چقدر حسِ بدیه حسِ تنهایی
دارم میشکنم آسون و تو نیستی

با تو آرومم ...

لبخند معصومت، دنیای آرومت، خورشید تو چشمات، قدرشو میدونم.
موهای خرماییت، دستای مردادیت، شهریور لبهات، قدرشو میدونم.
خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.

خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.
زیبایی، محجوبی، مغروری، جذابی، چشماتو میبندی، با لبخند می خوانی.
تا وقتی اینجایی، این خونه پابرجاست، ما با هم خوشبختیم، دنیای ما زیباست.
خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.
خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.
لبخند معصومت، دنیای آرومت، خورشید تو چشمات، قدرشو میدونم.
موهای خرماییت، دستای مردادیت، شهریور لبهات، قدرشو میدونم.
خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.
خورشیدم، خانومم، من با تو آرومم، رویامی، دنیامی، دستاتو می بوسم.

بدون مقدمه

خیلی وقت بود که خوابت و ندیده بودم اما ۳ شبه که پشت سر هم دارم خواب تورو می بینم ، کافی نیست برام ولی فکر می کنم باید به همین هم قناعت کنم منبعد !

راستی یه یادگاری بهم دادی که همیشه نگهش می دارم و باعث می شه هیچوقت حتی اگه بخوام هم فراموشت نکنم .... از قدیم گفتن هرچه از دوست رسد نیکوست ! نمی دونم تو یا بقیه نظرتون در مورد درد و بلا رسیدن از دوست یا بهتر بگم بخاطر از دست دادن یه دوست چی باشه ؟! من اینم دوست دارم و واسه همین هم اجازه ندادم و نمی دم کسی ازم بگیرش .

این چند روز بخاطر تودت اومدم نت اما حالم گرفته شد چون نبودی و نیستی ، جای خالی تورو هیچی پر نمی کنه جز خودت .....

چند بهار دیگه امروز و بدون تو و برای تو جشن می گیرم ؟!

نمیدانم !

امروز به دنیا اومدی ، کی به دنیای من می آیی ؟

فقط منتظرم و به خدا پناه بردم

وجودم پر از خواهش و حسرت شده ...

کلامم پر از ایکاش ...

 

تولدت مبارک دختر بهار

میلاد تو طلوع نور در قلبی مه گرفته بود 

 نفسی گرم در فضای سرد و غریب

گلی شکفته در بهار

 تولد یک شعر دلنشین شعری در واژه های نگاهت و در قافیه های کلامت

تولدت مبارک بهترینم

خیلی از هم دور شدیم اما واسه من هیچی تغییر نکرده و بازم همون سمیرای عزیزمی

به بهانه تولدت بازم آهنگی و که دوست دارم می ذارم

آهنگ سمیرا