ایندفه نمی خوام خیلی حرف بزنم و خیلی کوتاه می گم که : دیوونه عذاب دادن بسه ، تمومش کن که خیلی دلم برات تنگ شده ..... خیلی جات خالیه به خودت قسم به خدا قسم جات خالیه و نبودت داره داغونم می کنه . تو که اینجوری نبودی .... سمیرا خرسکِ دیوونهی من برگرد که منتظرتم
با یک تلنگر به نیستان ختم میشم...
قسمت من از تو ...
شاید اونجوری كه باید قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم
من به تو هــــــرگز نگفتم ، با تو بودن آرزومـــــــه
نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومــــه
نیومد روی زبونم كه بگم بی تو چی هستم ؟
كه بگم دیوونتم من ! زندگیمو به تو بستم
شاید اونجوری كه باید قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم
تو رو دیدم مثل آئینه ، توی تنهایی شكستی
من كلامی نمی گفتم كه برام زندگی هستی !
نمی دونستی كه چون گل ، توی قلب من شكفتی
چشم تو پر از گلایه ، اما هرگز نمی گفتی !
من به تو هــــــرگز نگفتم ، با تو بودن آرزومـــــــه
نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومــــه
شاید اونجوری كه باید قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم
اومدم یه شهر غریب زندگی کردم ، درس خوندم و نمره هائی گرفتم که خیلیا رو متعجب کرد ، توی همین مدت کم چند جا کار عوض کردم و بالاخره حسابدار یه شرکت بزرگ و معتبر بین الملی شدم ، با همه سختی ها و مشکلات جنگیدم تا به اینجا رسیدم اما هنوز لذت نمی برم چون تورو همراه خودم نمی بینم . رسیدن به همه اینا وقتی شیرین تر می شد برام که تو هم بودی و شادیم و با تو قسمت می کردم و جشن می گرفتم . بازم می گم جای خالی تو بدجوری حالمو می گیره ، نمی گم کسی مثل تو نیست یا پیدا نمی شه ولی من تورو می خوام فقط .....
دیگه مثل گذشته امید ندارم ، احساس می کنم همه چی تموم شده و ....... بازم فرار می کنم ، اگه این واقعیت باشه من ازش فرار می کنم و انقدر تلاش می کنم تا این اتفاق تبدیل بشه به یه روز خوب و دلچسب که انتظارشو می کشیدم .
می دونم برای فراموش کردن بعضی چیزا به زمان نیاز داری و فقط می تونم امیدوار باشم که زمانش خیلی طولانی نباشه
می دونم که تو دقیقا می دونی چه حالی دارم و همین کارمو راحت می کنه که خودم دیگه از حالم نگم .
دلم خیلی برات تنگ شده
دوستت دارم سمیرا
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …