عزیزم برگرد

عمق فاجعه اینجاست،

همین نزدیکی

کسی زیر ِ گوش ِ من تکرار می کند

نخواهی آمد...

 

-------------------------------------------------

سمیرا بگو که می آئی  بخدا دیگه دارم دیوونه می شم ...

به حرمت دوستیمون و تمام لحظات خوبی که با هم داشتیم منو ببخش و بیـــا

چشم انتظار همنفسم

دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام ، تو را میخواهم ای تو که آنقدر دور شده ای از من که دیگر نمیبینمت ، و این قلب من است که شاید حسرت داشتن تو را برای همیشه داشته باشد!
دوستت دارم ای تو که هر چه فکرش را میکنم برای من ، برای قلبم و احساسم مثل و مانندی نداری
و می آیم به سویت ، دنبال میکنم عطر و بویت ، پا میگذارم جای قدمهایت ، تا شاید در این راه دوباره همسفرم شوی ، دوباره نفس بدهی به تنی که آنقدر رفته که بی نفس است !
نمیخواستم هرگز در راه عشق تو بسوزم ، دلم میخواست با تو بمیرم ، با تو بروم به سوی روشنی ها
دوستت دارم ای پاکترین لحظه ی زندگی ام ، دور از تاریکی ها ، فرار از هوس ها ، لذت تو را داشتن و لذت آنچه در این دنیا هیچ چیز بالاتر از آن نیست !
با ارزش تر از تو نیست در این دنیا ، بعد از تو هیچکس نیست جز خدا !
تو که رفتی ،من احساس تنهایی نمیکنم ، تو در قلبمی من این جرم شکستنت را شکایت نمیکنم!
دوستت دارم ای عاشقانه ترین شعر زندگی ام ، و مینویسم برای تویی که حتی اگر خاطره شوی همیشه جایت در قلبم میماند ، اگر برای همیشه رفتنی شوی ، همیشه برایت میمانم!
میمانم تا فکر نکنم نیستی ، به خیال اینکه شاید بیایی ، به خیال اینکه شاید سری به قلبم بزنی و حالی از دلتنگی هایم بپرسی!
حال و روز مرا نمیبینی ، این لحظه شماری ها را نمیبینی ، من هنوز دنبال توام ، هنوز هم در پیچ و خم جاده زندگی چشم انتظار آمدن توام !
دوستت دارم ای تو که نمیدانم کجایی ، یادی از من میکنی یا در حال فراموش کردن مایی!
نمیدانم ،میدانی که دوستت دارم ، یا شاید این حس را تنها من به تو دارم….!

چشم من . . .

چشم من بیا منو یاری بکن

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری میشه کرد

کاری از ما نمیاد ،یاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

هر چی دریا رو زمین داره خدا، با تموم ابرای آسمونا

کاشکی میداد همه رو به چشم من

تا چشمام به حال من گریه کنند

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه ی گذشته های خوب من ، خیلی زود مثل یه خواب تموم شدند

حالا باید سر رو زانوم بذارم ، تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیچکی مثل من غم نداره ، مثل من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه ، چرا چشمم اشکشو کم میاره

خورشید روشن مارو دزدیدند ، زیر اون ابرای سنگی کشیدند

همه جا رنگ سیاه ماتمه ، فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخواد

سرنوشت چشماش کوره، نمیبینه

زخم خنجرش میمونه رو سینه ، لب بسته ، سینه ی غرق به خون

قصه ی موندن آدم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

 


 

ادامه نوشته

روزای جمعه

ادامه نوشته

تو سینه این دل من می‌خواد آتیش بگیره
مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره

یکی حالا پیدا شده قدر اون رو می‌دونه
رگ خواب یار من رو رقیب من می‌دونه

یكی حالا پیدا شده قدر اون رو می‌دونه
رگ خواب یار من رو رقیب من می‌دونه

وای دارم
آتیش
می‌گیرم
دیگه از غصه و غم دلم می‌خواد بمیرم

وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه می‌شم ازش جدا نمی‌شم

نمی‌تونه مرغ دلم از حسودی بخونه
نمی‌دونه روی كدوم شاخه باید بمونه

اگه یه روز ببینم كسی براش می‌میره
حسودی رو میاره دلم
آتیش
می‌گیره

می‌ترسم حرفهای خوبی توی گوشش بخونه
می‌ترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه

وای دارم
آتیش
می‌گیرم
دیگه از غصه و غم دلم می‌خواد بمیرم

وای اگه برگرده پیشم
براش
پروانه
می‌شم ازش جدا نمی‌شم

یکی حالا پیدا شده قدر اون رو می‌دونه
رگ خواب یار من رو رقیب من می‌دونه


تشابه عجیب با سمیر

ادامه نوشته

تو تموم دنیامی(سمیرا)

از دست تو نیست دل من از گریه پره
مث تو طاقت نداره واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن بی تو هر دم میبارن

تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
داره دلمو میبره ، میبره بی نام و نشون
اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون
داره پرپر میزنه دلم واسه دیدن اون

تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی
تو تموم دنیامی تو تموم حرفامی
تو همه ی لحظه ی گرم عاشق بودنی

از دست تو نیست دل من از گریه پره
مث تو طاقت نداره واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن بی تو هر دم میبارن

 

شب مهتاب

شعری که جفتمون خیلی دوستش داریم و فکر می کنم بی مناسبت هم نباشه الان بگذارم

بازم تقدیم به تو :

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

 

ادامه نوشته

چگونه بگویم دلتنگ تو هستم ؟!

چگونه بگویم که دلتنگ تو هستم تویی که مونس شبهای دل بیقرارم بودی


چگونه بگویم که باغ دلم به غم نشسته و از دوری تو دلتنگ شده


چگونه بگویم که وجود تو

گرمای صدای دلنشین تو

به من دلتنگ آشفته ، زندگی می بخشد.


چگونه بگویم که این دل بی طاغت ، بهانه ی با تو بودن را می گیرد


چگونه بگویم که دستانم ، گرمی دستانت را می خواهد


ای تنها ترین ستاره ی زندگی من


پشت پنجره ی دل تنگم

به انتظار لحظه ی با تو بودن می مانم


تا با آمدنت دل بیقرارم را آرام کنی.

خاطرات

خاطره نه سر دارد نه ته ...... بی هوا می آید تا خفه ات کند ....

میرسد گاهی

وسط خیابان ... وسط یک فکر

سردت میکند .... داغت میکند

رگ خوابت را بلد است .... زمینت میزند

خاطره تمام نمیشود ..... تمامت میکند

 

ادامه نوشته

تورو کجا گمت کردم؟

تو رو کجا گمت کردم ... بگو کجای این قصه

که حتی جوهر شعرم ... همینو از تو میپرسه
که چی شد اون همه رویا ... همون قصری که میساختیم
دارم حس می کنم شاید ... من و تو عشق و نشناختیم

میون قلبای امروزی ما ... نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ... به دور از چشم دریا رفتیم از دست

به لطف و حرمت خاطره هامون ... نگو همیشه یاد من می مونی
که نه مثل اون روزای دورم ... نه تو دیگه برای من همونی
بذار جز این سکوت سرد لبهات ... برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه پایان این عشق ... مثل اشکی بشینه روی گونه

میون قلبای امروزی ما ... نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ... به دور از چشم دریا رفتیم از دست

تحمل می کنم غیبتو ماهو ... میدونم نیمه همدیگه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه ... به رسم عاشقی هر دو شکستیم

میون قلبای امروزی ما ... نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ... به دور از چشم دریا رفتیم از دست

 

 

ادامه نوشته

تو ای زیبای همیشه مهربونِ من ، بگو چکار کنم که باز تورو کنار خودم ببینم ؟ من که دیگه عقلم به جائی قد نمی ده ، خنگ شدم و نمی دونم چکار کنم ! تورو هم که نمی بینمت و جائی نیستی که باهات حرف بزنم .

آره بازم دلم گرفته ، ولی نه از تنهائی ، نه از هزار مشکل و گره کور زندگی . دلم از این گرفته که تو نیستی ، بازم می گم نه بخاطر اینکه نیستی و من تنهام ، نه . بخاطر از دست دادن یه دوست خیلی خوب ، یه آدم پاک و مهربون ، یه دوست باارزش ، کسی که هروقت کنارم بود با اون خوشحال بودم ، بخاطر اینا دلم گرفته . بخاطر اشتباهی که از خودم بود ، بخاطر کارای خودم که احساسی برخورد کردم و همینم کار و خراب کرد .

یه مدته دلم می خواد حدقال عکسات و نگاه کنم ، اما جرات ندارم و نمی تونم .

می خوام مثل قبلنا ازت مشورت بخوام ، فقط بهم بگو چکار کنم که منو ببخشی و بازم بتونم با تو باشم .  دیگه طاقت دوری ندارم

منو ببخش ببخش ببخشششش عزیزِ نازنینم

به تنهائی من برگرد

به تنهایی من قدم بذار که

هنوز با هیشکی قسمتش نکردم

بیا خلوتمو از هم بپاشون

نذار یک عمر دنبالت بگردم

از این کوچه به اون کوچه یه عمره

همش دنبال تو آواره بودم

تو از من کوچ می کردی ولی من

همیشه اون که دوست داره بودم

به تنهایی من برگرد شاید

هنوزم سهم من از عشق باشی

من از دنیا فقط همینو می خوام

که از هرچی به غیر از من رهاشی

گمت کردم یه جایی زیر بارون

همینه که نمونده رد پایی

همه دنیارو زیر پا میذارم

فقط بهم بگو حالا کجایی

به هرکی تورو می شناسه سپردم

یه جوری تورو برگردونه خونه

منو تنهایی مو از هم جدا کن

محاله غیره تو کسی بتونه

خدا باید یه جایی دستامونو

دوباره توی دست هم بذاره

به خاطر همین چشمای خیسم

تورو باید دوباره پس بیاره...!

بــــرگـــــــرد بهترینم

حس مبهم

تو به این معصومی تشنه لب آرومی
غرقه عطر گلبرگ تو چقد خانومی
کودکانه غمگین، بی بهانه شادی
از سکوتت پیداست که پر از فریادی

همه هر روز اینجا از گلات رد میشن
آدمایه خوبم این روزا بد میشن
تویه این دنیایی که برات زندونه
جایه تو اینجا نیست جات تویه گلدونه

غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه

همین لحظه همین ساعت همین امشب
که تاریکی همه شهرو به خواب برده
یه سایه رو تنه دیواره این کوچه س
تویی و یک سبد گلهایه پژمرده
همه دنیا به چشمه تو همین کوچه س

هوایه هر شبت یلدایی و سرده
کجاست اون ناجیه افسانه ی دیروز
جوونمرده محل ما چه نامرده
چه نامرده

غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه

چه صبورانه تحمل میکنی
غفلت بی رحمه مارو دخترک
ما داریم گلاتو آتیش می زنیم
تو داری با التماس میگی کمک
کمک
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه

-----------------------------------

دیگه دلتنگیم هم اهمیتی نداره برات ؟! نمی خوای مثل همیشه خوشحالم کنی ؟

چرا فرصت جبران نیست ؟؟؟؟؟ من می خوام جبران کنم اشتباهمو ، می خوام قدر بودنت و بدونم دیگه ، می خوام با تو باشم فقط با تو سمیرا

دوستت دارم

جواب یکی از بازدیدکنندگان

دوست عزیزی که پیام خصوص گذاشتین و خودتون و با نام یه نفر مثل شما معرفی کردین ، اول اینکه از لطفتون ممنون ، دوم با عرض پوزش من همینجا جوابتون و می دم و به ایمیلتون متاسفانه پیام نمی دم چون حوصله ندارم و اهل ایمیل زدن و نامه نگاری و اینا نیستم ، بازم ببخشین .

اما باید بگم که وجه تشابهی که گفتین فکر نمی کنم ربطی پیدا کنه و مسئله ای و حل کنه .

فقط می تونم به عنوان کسی که تجربه خواستین ازش بهتون بگم که اگه کسی و دوست داری واقعا قدرشو بدون ، هیچوقت باعث ناراحتی و رنجش خاطرش نشو ، هیچوقت هم تنهاش نزار حتی اگه باهات تندی کرد ( البته اگه اون طرف هم دوستت داشته باشه ) شاید مشکلی داره که نمی تونه بهت بگه و اگه تنهاش بزاری با مشکلش ، بعدها از چشمش میفتی و هیچوقت روت حساب نمی کنه دیگه .

یه تفاوت هم من و شما داریم و اونم اینه که دوست من نسبت به حسی که بهش دارم کوچیکترین شک و تردیدی نداره . همین هم فکر می کنم باعث شده که بیشتر وقتا با وجود اختلافی که بینمون پیش اومد باز هم این رابطه و این دوستی ادامه پیدا کرد .

در آخر هم برات آرزوی خوشبختی و موفقیت می کنم و امیدوارم ارزش دوست خوب و بدونی  

خدا

ادامه نوشته

از یاد نمیبرم

هرگز

اینجا

کنار این همه خاطره بارانی

نه در لحظه ها و ثانیه ها

که در تمام نفس ها

بی دریغ تر از گذشته

حضور معطر تو را

درست در آن زمان که نیستی

و لحظه ها

با بوی خاطره هامان

جان میگیرند

برای من همین قدر که بدانم هستی کافی است

همین جا و هر جاکه نباشی و باشم

...........................

پ.ن: بازهم جای خالی تو ، باز هم دلتنگی و باز هم یاد تو و خاطرات تو محاصره ام کردن . تنها ناجی و منجی توئی . کاش اینجا بودی سمیرا ، کنار من نشسته بودی . بجای اینکه فراموشت کنم ، علاقه ام به تو روز به روز بیشتر می شه . عزیزِ من نفسِ مهدی منتظرم که بازم منو ببخشی و بیائی . . .

خودمم دیگه خسته شدم مثل تو

ادامه نوشته

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ؟!

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی
گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش کنی ، کجایی که مرا با بوسه هایت گرم کنی…
نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام ، نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام
در لا به لای برگهای زندگی ، نیست برگی که از تو ننوشته باشم ، نیست روزی که از تو نگفته باشم
امروز آمد و از تو گفتم ،نبودی و اشک از چشمانم ریخت و در همان گوشه نشستم ، دلم خالی نشد و گرفته دلم ، کجایی که دلم به سراغت بیاید گلم؟
نیستی و حتی سراغی از دلم نمیگیری ، یک روز نباشم که تو مثل من نمیمیری….
نمیبینی چشمهایم را ، نمیمانی تا دلم را ، به نقطه خوشبختی برسانی ، مرا به جایی آرام بکشانی تا خیالم راحت باشد از اینکه همیشه تو را خواهم داشت
نمیخواهی دلم را
، نمیدانی راز درونم را ، نمیگذاری تا مثل گذشته دلم تنها به تو خوش باشد ، هیچ غمی در قلبم ننشسته باشد ، اگر اشک از چشمانم میریخت یکی مثل تو در کنارم نشسته باشد ، تا پاک کند اشکهایم را ، تا زیبا کند لحظه هایمان را…
گرفته دلم ، کجایی که سرم را بگذارم بر روی شانه هایت ، تا پی ببرم به آن دل پر از نیازت ، تا تو را در میان بگیرم ، تا همانجا در آغوشت برایت بمیرم…
نیستی و من حتی در حسرت آغوش سرد توام ، نیستی و من حتی منتظر بهانه های توام
کاش بودی و حتی به دلخوشی های پوچت نیز راضی بودم ، من مثل قطره بارانی ام که در کویر خشک دلت عذاب میکشد،طعم تلخ بی محبتی ها را میچشد …
گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی…

آبروم رفت

امروز صبح رفته بودم ثبت اسناد کرج ، یکی از واحدها که کار داشتم کلی ارباب رجوع پشت پنجره ایستاده بودن تا جواب بگیرن . بین اون همه آدم چشمم به یه خانم افتاد که چند ثانیه هنگ کردم . مگه می شه شباهت تا این حد ؟ خیلی شبیه تو بود فقط سنش زیاد بود .

باور نمی کنی ، گونه هاش ، چشم و ابروش و حتی لباش ، انگار خودت بودی با قد کوتاه تر .

رفتم روی صندلی که گذاشته بودن نشستم و ناخودآگاه به اون خانم خیره شده بودم ، متوجه اطرافم نبودم اصلا . هرجا که می رفت چشمام دنبالش می کرد و تا می ایستاد و با کسی صحبت می کرد به لباش و حرکت های صورتش نگاه می کردم .

اومده بود جلوم وایساده بود و داشت باهام حرف می زد ، اولش نفهمیدم چی گفت ، که یهو گفت چرا همه اش به من نگاه می کنین آقا ؟ من سن مادرتون هستم خجالت نمی کشین ؟ راستش خیلی شرمنده شدم و چاره ای نداشتم جز اینکه واقعیت و بگم . بهش گفتم خیلی به تو شباهت داره و ازش عذرخواهی کردم و گفتم که قصد بی احترامی نداشتم .

خیلی سه شد

تو هم ببخش

اینم یه فرق دیگه ما دونفر

ادامه نوشته

بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه میمیرم..

بزن بارون که دلگیرم دیگه آروم نمیگیرم..

حالا که خسته و تنهام حالا که اون دیگه رفته..

میفهمم تازه این درد رو چقدر تنها شدن سخته..

بزن بارون که عشق اون هنوزم تو نفسهامه..

دلیل عشق پاک من غرور سرد اشکامه..

ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده..

ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده

برگرد ، لطفا" . . .

کفر نمی گم اما هیچی این زندگی و بدون تو نمی خوام

ادامه نوشته

کجائی کجائی کجــــــاااااااااااائی ؟؟؟؟؟؟؟

دلم تنگ است

دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است.

سکوت از کوچه لبریز است،

صدایم خیس و بارانی ست،

نمی دانم

چرا

در

قلب

من

پاییز

طولانی ست

 

دلم گرفته

دلم تنگ شده برات

دیگه طاقتم تموم شده

کی می آئی ؟

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست

میدونم که توی قلبت بجز من جای هیشکی نیست

چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم

یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم

تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی

خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی

تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی

تورویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی

از بس تو خوبی ، میخوام باشی تو کل ، رویا هام

تا جون بگیرم ، با تو باشی امید ، فردا هام

چشات آرامشي داره كه پابند نگات ميشم

ببين تو بازي چشمات دوباره كيش و مات ميشم

بمون و زندگيمو با نگاهت آسموني كن

بمون و عاشق من باش بمون و مهربوني كن
 

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت
من به این معجزه ایمان دارم
منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !

 

با من بمان

فال حافظ