تو ای زیبای همیشه مهربونِ من ، بگو چکار کنم که باز تورو کنار خودم ببینم ؟ من که دیگه عقلم به جائی قد نمی ده ، خنگ شدم و نمی دونم چکار کنم ! تورو هم که نمی بینمت و جائی نیستی که باهات حرف بزنم .
آره بازم دلم گرفته ، ولی نه از تنهائی ، نه از هزار مشکل و گره کور زندگی . دلم از این گرفته که تو نیستی ، بازم می گم نه بخاطر اینکه نیستی و من تنهام ، نه . بخاطر از دست دادن یه دوست خیلی خوب ، یه آدم پاک و مهربون ، یه دوست باارزش ، کسی که هروقت کنارم بود با اون خوشحال بودم ، بخاطر اینا دلم گرفته . بخاطر اشتباهی که از خودم بود ، بخاطر کارای خودم که احساسی برخورد کردم و همینم کار و خراب کرد .
یه مدته دلم می خواد حدقال عکسات و نگاه کنم ، اما جرات ندارم و نمی تونم .
می خوام مثل قبلنا ازت مشورت بخوام ، فقط بهم بگو چکار کنم که منو ببخشی و بازم بتونم با تو باشم . دیگه طاقت دوری ندارم
منو ببخش ببخش ببخشششش عزیزِ نازنینم
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ ساعت 21:16 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …