امروز جات خالی از صبح زود رفتیم بیرون از شهر ، البته به رسم احترام و عادت می گم جات خالی چون واقعا بدون تو جائی رفتن یا وقتی تو قهری و هیچ ارتباطی نداریم خوش نمی گذره ، واقعا می گم بدون تو بهشت هم جهنمه برام .

ولی انصافا جای قشنگی بود و از اولین لحظه اش به یاد تو بودم و به خودم گفتم اگه یه روز خدا خواست و تو هم خواستی و آشتی کردی باهام ببرمت و خودت اونجارو ببینی ، حدس می زنم که نرفته باشی این منطقه رو .

من توی لیستم خیلی جاها رو نوشتم و دارم که دلم می خواد و آرزومه با تو برم اونجا تفریح کنیم و این محل امروزم بهش اضافه شد .

عزیزِ من خیلی دلم برات تنگ شده .... کاش بودی و می دیدمت و باهات حرف می زدم ....