سمیرا ، نفسم ، همه کسم من هنوزم عاشقتم و بی حد دوستت دارم . بجز این که امید دارم و اینم طبیعیه که آدم برای دوباره دیدن کسی که دوست داره تا وقتی که زنده اس امید داره ، مسئله دیگه ای که هست باورمه ، یعنی باور نمی کنم که تو اینجوری رفتی و دیگه هم برنگردی ، باور نمی کنم منو فراموش کرده باشی و ازم تنفر داشته باشی ، باور نمی کنم که نسبت به حال من فکر نمی کنی و بی خیالی . باور نمی کنم سمیرا .

تو منو ، مهدی که می شناسی و تنها نمی زاری ، مگه نه ؟

من که یه تار موی تورو با دنیا هم عوض نمی کنم . پس انقدر نخواه که فراموشت کنم و برم دنبال زندگی و راه خودم ، تمام راه های من به تو می رسه چون همه زندگیم و هدف هام و نقشه هام و با تو برنامه ریزی کردم و با تو می خوام بسازم و بهشون برسم .

راستش از تو خیلی توقع دارم ، توقع دارم ببخشی و بازم برگردی ، نمک نشناس و قدر ناشناس نیستم ، حمل بر بی نزاکتی و پرروئیم نشه این حرفم . بهترین دوستم و ازم نگیر ، همه دنیام شده ، ازم نگیرش سما خواهش می کنم اینو ازم نگیر