این مدت تمام حرفامو رمزدار گذاشتم برات تا فقط خودت بخونی ، نکنه رمز و فراموش کرده باشی و نتونی وارد شی و بخونی ؟ یعنی هرچی بهت گفتم و برات تعریف کردم بیخود بوده ؟
فردا ولادت حضرت علی هستش و امروز به ایشون متوسل شدم و ازشون عیدی خواستم و این عیدی توئی و برگشت تو به زندگیم . نمی دونم بازم ناامیدم می کنن و دست خالی ردم می کنن برم . دارم می رم امامزاده ، هم نذرم و ادا کنم و هم دوباره اونجا دعا کنم ، اول برای سلامتیت و بعد هم برای برگشتنت و دوباره دیدنت .
امروز حتما اس ام اس هام بهت رسیده و خوندی ، نمی خواستم بازم باعث ناراحتیت بشم و فقط خواستم بدونی منتظرتم و این مدتی که نبودی به کسی دیگه فکر هم نکردم . رضایت تو برام خیلی مهمه سمیرا ، می خوام همیشه ازم راضی باشی و خوشحال ببینمت و اگه بتونم کاری برای تثبیت آرامش زندگیت بکنم .
دلم تمنای تورو داره .
امیدوارم به برکت این روز عزیز منو ببخشی و برگردی پیشم . از من نگذر سمیرا بلکه از اشتباه و خطام بگذر عزیزم .
دوستدار تو و آرزومند آرزوهات : مهدی
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …