حوصله ام سر رفته و کلافه ام . جای دوری هم نمی تونم برم و فکر این ۴-۵ روز که باید خونه باشم اعصابم و خراب می کنه . همین یه درد و کم داشتیم که خدا لطفش شامل حالم شد و اونم بهم داد .
از یه جا موندن و نشستن به شدت بدم میاد مخصوصا اگه توی خونه باشه .
هرچقدر هم که گیر می دن و غرغر می کنن که تکون نخور و بشین خونه ات ، بازم طاقت نمیارم ، چند بار همین خیابون خودمون و تا تهش رفتم و برگشتم .
دلم می خواد برم بیرون و بتونم چند ساعت بگردم و حال و هوائی عوض کنم .
خدایا بازم شکرت . از این بدترم سرم بیاری بازم می گم شکرت ولی با انصاف نمی خوای اون روی زندگی و هم بهم نشون بدی دوباره ؟!
نمی شه که همه اش اتفاقات و خبرای بد باشه ، یادت رفته منم آدمم و آهن یا چوب و اینجور چیزا نیستم ؟
+ نوشته شده در جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:14 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …