حوصله ام سر رفته و کلافه ام . جای دوری هم نمی تونم برم و فکر این ۴-۵ روز که باید خونه باشم اعصابم و خراب می کنه . همین یه درد و کم داشتیم که خدا لطفش شامل حالم شد و اونم بهم داد .

از یه جا موندن و نشستن به شدت بدم میاد مخصوصا اگه توی خونه باشه .

هرچقدر هم که گیر می دن و غرغر می کنن که تکون نخور و بشین خونه ات ، بازم طاقت نمیارم ، چند بار همین خیابون خودمون و تا تهش رفتم و برگشتم .

دلم می خواد برم بیرون و بتونم چند ساعت بگردم و حال و هوائی عوض کنم .

خدایا بازم شکرت . از این بدترم سرم بیاری بازم می گم شکرت ولی با انصاف نمی خوای اون روی زندگی و هم بهم نشون بدی دوباره ؟!

نمی شه که همه اش اتفاقات و خبرای بد باشه ، یادت رفته منم آدمم و آهن یا چوب و اینجور چیزا نیستم ؟