من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ دلم برايت تنگ شده
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فرياد می زنم
تنهاييت برای من
غصه هايت برای من
همه بغضها و اشکهايت برای من
بخند برايم بخند آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هايت را…
صدای هميشه خوب بودنت را
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۱ ساعت 20:37 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …