.

.

.

بازم نمی تونم !

هرچقدر تلاش می کنم یه چیزی بگم نمی تونم و سکوت بدجور غالب شده ....

فقط می تونم بگم منو ببخش سمیرا

دلم برات تنگ شده

یه چیز دیگه هم هست ، دنبال یه شونه گشتم که بتونم راحت سرمو روش بزارم اما جز تو کسی و پیدا نمی کنم ، که هم امین و هم محرمم باشه ، دلم می خواست سرمو روی شونه های ظریفت می ذاشتم و چشمامو می بستم تا به آرامش برسم ، شاید اون موقع نطقم وا می شد و کمی صحبت می کردم باهات .....

دلم برات یه ذره شده سما