.
.
.
بازم نمی تونم !
هرچقدر تلاش می کنم یه چیزی بگم نمی تونم و سکوت بدجور غالب شده ....
فقط می تونم بگم منو ببخش سمیرا
دلم برات تنگ شده
یه چیز دیگه هم هست ، دنبال یه شونه گشتم که بتونم راحت سرمو روش بزارم اما جز تو کسی و پیدا نمی کنم ، که هم امین و هم محرمم باشه ، دلم می خواست سرمو روی شونه های ظریفت می ذاشتم و چشمامو می بستم تا به آرامش برسم ، شاید اون موقع نطقم وا می شد و کمی صحبت می کردم باهات .....
دلم برات یه ذره شده سما
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:51 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …