روزگاری ...
چقدر دورشدم از روزگار ...
چقدر حرف هام همه سکوت شده اند ...
چقدر یادم رفته فریاد را ...
چقدر راه ِ گلو بسته می شود ناگهان ...
چه کسی ست رفیق این روزها ...
تا همراه باشد خستگی ها را ...
یافت نمی شود و من هر روز اعتقادم بیشتر میشود ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:15 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …