چقدر سخته دور شدن از اونائی که دوستشون داری ، مخصوصا از کسی که تنها بهونه ات برای زنده بودنه ! بعضی وقتا که به اوج ناامیدی می رسیدم حتی یادش بهم امید می داد انگیزه و قدرت تحمل کردن و جنگیدن می داد بهم . حتی از کلمه فاصله هم متنفر شدم دیگه ...

۲-۳ روز دیگه فقط هستم و میام نت ، این وبلاگ که معلوم نیست تا کی خاک بخوره و آپ نشه ، خیلی از دوستامو نمی بینم اما ناراحتیم از این بابت نیست .

می ترسم و خیلی نگرانم ، از این می ترسم که این همه عشق به نفرت تبدیل بشه ، بعضی آدما انقدر خوبن که توقع اطرافیانشونو بالا می برن ! اونم خیلی خوب بود ، شده بود معیار سنجش من ، یعنی هرکی بهم می رسید با اون مقایسه می کردم همینم باعث شده نتونم تصور کنم حتی که اونم می تونه اشتباه کنه ، اشتباهی که بجز نفرت هیچی نمی تونه برام داشته باشه . چند وقته خودمم چیزی از حرفام نمی فهمم ! بدجوری گیج شدم و بین دوراهی قرار گرفتم .

با اینکه تو شرایطش قرار نگرفتم اما می تونم حدس بزنم کسی که خیلی عاشقه اگه متنفر بشه چقدر می تونه واسه خودش و بقیه خطرناک بشه . جنون ! اتفاقی که یه لحظه رخ می ده و شاید بعدش کسی که این کارو می کنه پشیمون شه از کرده خودش .

بگذریم که به حاشیه کشیده شد مطلب

از همه بریدم و خسته شدم دیگه .... دیگه نمی تونم بعضی رفتارارو تحمل کنم ، می خوام برم تو یه جمع جدید و غریبه که اگه بدی هم دیدم برام مهم نباشه یا اینکه بتونم مثل خودش رفتار کنم و جواب بدیشو بدم .

یکی از نزدیکام می گه عوض شدم و بد شدم ، شاید درست می گه اما نمی دونم چرا عادت کردیم فقط تا همین حد ببینیم و نظر بدیم ؟! چرا دنبال دلیلش نیستیم ؟ نه تنها درمورد خودم که حالا دارم تعریف می کنم بلکه همه ، همه اونائی که یه روز خوب بودن و بنا به دلایلی بد شدن

من بد شدم چون اعتمادم ، باورم از بین رفته ، با اینکه هنوز مطمئن نیستم اما این شک به جونم افتاده و گیج و سردرگم شدم . نمی دونم بازم احساسمو بروز بدم و بزارم مثل سابق پیش بره و عاشق باشه یا نه و جلوشو بگیرم ؟!

خدایا این عشق چی بود تو کاسه ام گذاشتی ؟ مگه عشق برای لذت بردن و شاد بودن نیست ؟ پس چرا من فقط عذابشو باید بکشم ؟ چرا یه عدد لعنتی باید انقدر مهم باشه ؟ خیلی سخته این وضعیت اما اگه اعتمادم برگرده خودت خوب می دونی که همه اینارو بازم به جون می خرم

خیلی حرفا تو دلم هست که نمی تونم بگم و گفتنش خیلی سخته . زندگیه دیگه اینم بازی اونه با من

فکر نمی کردم با یه روز ندیدنت دوباره به این حال و روز بیفتم ، همینم به خودم ثابت کرد هیچوقت نمی تونم بهت بدی کنم و یا بد برات بخوام اما اونائی که متنفر شدم ازشون .......

خدایا کمکم کن و کنارم باش مثل همیشه ، چشمامو باز کن و چیزائی که پنهونه برام آشکار کن ، اجازه نده نفرت تو قلبم بمونه و اشتباه کنم

یه راهی برام باز کن تا با کسی که خیلی دوستش دارم بتونم یه زندگی بسازم حتی اگه روز آخر عمرم باشه

به امید روزای خوب و شیرین