کل روز رو داشتم به این فکر می کردم که چه برنامهای پیاده کنم و چی بنویسم ولی چیزی به ذهنم نرسید بخاطر این شرایطی که هست !!

پارسال همین روز رو جشن گرفتم اما مسائلی بوجود اومده بود که سمیرم کنارم نبود و تنهائی جشن گرفتم ، امسال سمیر هست ولی دیگه مثل گذشته دوستم نداره و اینم تقصیر خودمه .....

وقتی که عاشق باشی و احساس پاک و عمیقی به کسی داشته باشی به این فکر نمی کنی که چون طرف دوستت نداره تو هم بی خیال همه چیز بشی و همچین روزای خاصی دیگه ارزش و اهمیتی نداشته باشه برات . هنوزم وقتی عکسشو می بینم یا اسمشو می شنوم یه حس عجیبی تو وجودم هست و شور و حال خاصی پیدا می کنم .

سمیرا جان یادت همیشه و در همه حال با منه و می پرستمت ...... خوشحالم که عاشق دختری هستم که نمونه هستش ، از پاکی ، مهربونی ، متانت و وقار ، شخصیت و خیلی چیزای دیگه ...... چند بار به این فکر کردم که با یه نفر دیگه دوست بشم و همراه زندگیم بشه اما تو باعث شدی توقعم خیلی بالا بره و نتونم هر دختری رو براحتی قبول کنم ، قصد جسارت و توهین به کسی رو ندارم ولی مثل سمیرم کسی نیست و تصمیم گرفتم با عشق به سمیر زندگیم رو ادامه بدم و برام مهم نیست که تنها بمونم .

خیلی وقتا به گذشته فکر می کنم و خاطراتمون رو مرور می کنم اولش کلی حال می کنم و خوشحال می شم اما بعد از چند دقیقه عذاب می کشم ، مخصوصا که می بینم خودم باعث و بانی همه این اتفاقات بودم و زندگی خودمو خراب کردم ، بیشتر از همه هم از این زجر می کشم که فکر کنی کم دوستت داشتم و حتی بعضی وقتا اصلا دوستت نداشتم در صورتی که اصلا همچین چیزی نبوده و نیست ، باره بهت گفته بودم که عشق و علاقه من به تو روز به روز بیشتر می شه .

دوستت دارم مهربون همیشگی من

از خدا می خوام که همیشه سالم و تندرست باشی و دلت شاد و لبت خندون باشه ، دلم می خواد شرایطی پیش بیاد که با چشمای خودم بتونم از نزدیک همه موفقیت هات رو ببینم و مثل همیشه بهت افتخار کنم .

پیش مرگت : مهدی