سلام بر تو که امشبم نیستی مثل صدها شبی که بی تو گذشتند....
می بینی هنوزم دیوونم...
تو همه چی رو عین آب خوردن فراموش کردی اما
من همچنان شبا بیاد تو چشمامو خیس می کنم...
نمیدونم به این میشه گفت وفاداری یا حماقت....
اما تو که منو میشناختی...
خودم می سوزم هرشب اما نمیذارم خاطراتم بسوزه و تموم بشه....
آره من با این حماقت زیبا هنوزم زنده ام....
+ نوشته شده در جمعه ۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت 12:16 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …