هر روزی که می گذره بیشتر می خوامت ،
بیشتر می فهمم چه کسی و از دست دادم ،
بیشتر حسرت می خورم
هر روزی که می گذره بیشتر از قبل آغوش گرمت و می خوام ،
بازم دلم محبتت ، نگرانی ها و دلشوره هات ، شب نخوابیدن هات بخاطر چشم انتظاری و نگرانی و می خواد ...
دلم می خواد ببینم چجوری شدی ؟! چه شکلی شدی ؟! تغییر کردی یا نه ...
دلم بیشتر از همیشه آرامشی و که در کنار تو بودن داشتم و می خواد
اما همه اینارو باید با خودم به گور ببرم ....
من حتی دیگه روم نمی شه بگم برگرد ، ازت خجالت می کشم بخاطر همه چی .... کاش خودت بیائی و همه حسرت ها ، دلتنگی ها و غم هام و ازم بگیری ، ببخشی و دیگه از نفرت حرفی نزنی ...
دلم برات تنگ شده .... می فهمی عزیزم ؟ تو که نفسم بودی و همیشه هستی از همین چند کلمه می تونی همه جزئیات و بفهمی ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:16 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …