هر روزی که می گذره بیشتر می خوامت ،

بیشتر می فهمم چه کسی و از دست دادم ،

بیشتر حسرت می خورم

هر روزی که می گذره بیشتر از قبل آغوش گرمت و می خوام ،

بازم دلم محبتت ، نگرانی ها و دلشوره هات ، شب نخوابیدن هات بخاطر چشم انتظاری و نگرانی و می خواد ...

دلم می خواد ببینم چجوری شدی ؟! چه شکلی شدی ؟! تغییر کردی یا نه ...

دلم بیشتر از همیشه آرامشی و که در کنار تو بودن داشتم و می خواد

اما همه اینارو باید با خودم به گور ببرم ....

من حتی دیگه روم نمی شه بگم برگرد ، ازت خجالت می کشم بخاطر همه چی .... کاش خودت بیائی و همه حسرت ها ، دلتنگی ها و غم هام و ازم بگیری ، ببخشی و دیگه از نفرت حرفی نزنی ...

دلم برات تنگ شده .... می فهمی عزیزم ؟ تو که نفسم بودی و همیشه هستی از همین چند کلمه می تونی همه جزئیات و بفهمی ...