یکساله نیستی و ندیدمت ، هر چی هم می نویسم تا به آخر پاراگراف می رسم پاکش می کنم . واقعا" نمی دونم چی بگم با این همه فاصله ای که بینمون افتاده ...
فقط می خوام زندگی روی خوشش رو بازم بهم نشون بده و تو نازنینِ مهربانم باز هم باشی .
تو می دونی با یک ساعت دوری از تو چه حالی داشتم ، حالا یکسال دور بودی ... تازه اگه ادامه پیدا نکنه ...
سمیرا ...
امیدوارم ببینمت
+ نوشته شده در جمعه ۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت 20:42 توسط چشم به راه دوست!!
|
وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …