تو بمون ......... تنها تو بمون ......

بی تو........
تو اتاق تنها نشتم
می لرزه عکست توی دستم
با یاد عشق تو هستم
بی تو........
یه لحظه آروم ندارم
سر روی زانوم میزارم
با یادت دنیایی دارم
ای عشق من گوش کن به گریه هام
مثل پائیزخشک و سرد و تنهام
تو بمون تنها تو بمون
تنها از دنیا تو بمون
دل به عشق تو بستم
از دنیایی گذشتم
من شکستم........
بی تو خاموش ، شد فراموش قلب خستم
نگاه کن عزیزم نگاه کن با تو هستم
تو بمون تنها تو بمون
تنها از دنیا تو بمون
دل به عشق تو بستم
از دنیایی گذشتم
جز تو هرگز دل نبستم
من بی تو خستم
بی تو من کی هستم
تنها تو تنها تو........
تو بمون تنها تو بمون
تنها از دنیا تو بمون
دل به عشق تو بستم
از دنیایی گذشتم
جز تو هرگز دل نبستم
من بی تو خستم
من بی تو خستم
بی تو من کی هستم
بی تو خستم........
بی تو خستم........

 

خانومم تنها تو بمون كه همه دار و ندار من شدي

.........!!!!

سلام

اين روزها بيشتر از گذشته نسبت به آينده و سرنوشت گلايه دارم ، نسبت به اتفاقاتي كه داره رخ مي ده خيلي درد آوره ..... راستش نمي دونم گفتنش درسته يا نه ولي مي خوام يه جا حرفمو بزنم .... شايد اينطوري بتونم تا حدودي خودمو آروم كنم هر چند كه مي دونم اينم تاثير نداره . مگه مي شه زمزمه رفتنت باشه و من آروم باشم ؟ ببين گلم نه تو تقصير داري نه من كه اين همه دوستت دارم و عاشقت شدم ..... من اين تقصير رو به گردن روزگار نامرد و بي وفا مي ندازم ، ما كه خيلي خوبيم با هم ، به اندازه اي كه حتي بهمون حسودي مي كنن اطرافيان ولي اينا همش كار همونيه كه تو رو تو زندگي من آورد . بارها تو خلوت خودم ازش پرسيدم كه : تو كه اينو مي دونستي چرا يه همچين فرشته اي رو تو زندگيم آوردي اصلا ؟ بعدش كه اومد چرا گذاشتي من عاشقش بشم ؟ مگه نه اينكه مي گن قسمت و سرنوشت دست توئه ؟ خداي خوبم ،‌ خودت دلت برام نمي سوزه ؟ بنده تو عاشق كسي مي شه كه نمي تونه بهش برسه ، نمي تونه ببينش ، نمي تونه حتي صداي نازنينشو بشنوه و ...... حالا هم كه ..... مي بيني داري چيكار مي كني باهام ؟ كسي كه همه زندگيم شده داري ازم دورش مي كني ........... قربون خودت و مصلحتت برم آخه چقدر با اين چيزا خودمونو گول بزنيم ؟ چه حكمتي داره آخه ؟ مصلحتش چيه ؟ اين كه ازم بگيريش چه مصلحتي آخه مي تونه توش باشه كه بگم من بنده تو حالا نمي فهمم و بعدا با گذشت زمان به اين نتيجه مي رسم ؟ ........... من هيچكدوم از اينا رو نمي تونم قبول كنم شايد بگي كفره يا هرچيز ديگه ولي همون عقلي كه تو به من دادي هيچ منطقي رو واسه اين گير نياورده و نخواهد آورد .

سهم من از دنيايي كه تو برام درست كردي اينه ؟ يعني تا همين حد واسم مي خواي فقط ؟ همه سختياي زندگي رو به جون مي خرم ، خيلي ها رو كشيدم خيلي هاي ديگه هم حاضرم بپذيرم ولي اينو نه ......... التماست مي كنم به تك تك پيامبرا و امام هايي كه فرستادي تا ما رو با تو آشنا كنن اينو ازم نگير ............

مي بيني كار باربد به كجا كشيده ؟! خودم وقتي فكر مي كنم بهش خنده ام مي گيره ، خنده اي كه از گريه هام بدتر و زجرش بيشتره ، هركي بشنوه خنده اش مي گيره اصلا از كجا معلوم شايد همه اينايي كه ميان اينجا و نوشته هامو مي خونن بخندن بهم ، كه اين بابا ديوونه س ، چه مي دونم خله ، كه عاشق كسي شده كه نمي تونه ببينش يا باهاش حرف بزنه ، ولي هيچكدوم برام مهم نيست چون نمي شناسن عشق من كيه نمي دونن چقدر با ارزشه ، اينو فقط تو مي دوني و من و اون ...........

خدايا من به تو و يكي ديگه از دوستاي مشتركم با خرسك قول دادم ، پس از اين خنده ها و شايد يه سري توهين هايي كه بشه باكي ندارم و به قول معروف واسشون تره هم خورد نمي كنم ............

اين همه حرف زدم بازم اونايي كه داره اديتم مي كنه نمي تونم بگم ، حرف اول و آخرم همينه كه خرسك منو ازم نگيــــر ، اينو بهم ببخش كه بدون اون هيچم .........

بازم اين بغضه سر و كله ش پيدا شد و نمي زاره بنويسم  باشه تا يه وقت مناسب تر بيشتر برات بگم ، شايد اينطوري دلت واسه اين بنده گناهكار و رو سياهت بسوزه و حاجتشو برآورده كني ...........

به اميد اون روزي كه از نزديك ببينمش و همه عشقمو به پاش بريزم و جونم رو فداش كنم .

باز هم دوستت دارم خدا جونم .

بازهم براي تو مي نويسم ...........

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند

در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم

ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم

تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم

و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم

تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت

را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باش

که مرهمی شود برای دلتنگی هایم .

عرض تسليت به سميرِ نازنينم ......

از شنيدن خبر دردناك فقدان عزيزتان بسيار

 

 متأثر شدم ، اين واقعه تألم آور را به شما و

 

 خانواده معظم تسليت عرض نموده و از درگاه

 

خداوند متعال طلب صبر و شكيبائي دارم .

 

 

مرا هم در غم خودتان شريك بدانيد .

 

                               

.......!

خداوندا اسیر مهربونی

 

کسی شدم که توان بدست

 

آوردن شو ندارم

 

 

نامه عاشقانه

سلام عزیزم، دلم برات تنگ شده.

دلم می خواد با تو باشم، کنارت باشم.

دلم می خواد دستات تو دستام باشه در حالی که سرم رو می ذارم رو شونه هات.

دلم می خواد تو چشای خوشگلت زل بزنم و دنیا تو این لحظه متوقف بشه براي همیشه.

دلم می خواد تمام خیابون های شهر رو باهات قدم بزنم در حالی که از خودمون براي هم می گیم.

دلم می خواد تو رستوران روی میز دستات رو بگیرم.

دلم می خواد هر کی تو رستورانه از عشقی که به هم داریم حسودیش بشه.

دلم می خواد بدونی از نظر من چقدر خوشگلی.

دلم می خواد بدونی چقدر عاشقتم و دوستت دارم.

دلم می خواد قلبم رو پیشت جا بزارم و دلت مال من باشه براي همیشه.

دلم همه ی اینارو می خواد و از همه بیشتر تو رو ..........

 

a11ilebywm3j063el2v.jpg

مهربانم ....

مهربانم، ای خوب

یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا

بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها، به تو می اندیشد

و کمی

دلش از دوری تو دلگیر است

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته ، بر درمانده

و شب و روز دعایش این است

زیر این سقف بلند، هر کجا هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد

مهربانم ای خوب

یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را

همه هستی و رویایش را

به شکوفایی احساس تو پیوند زده

و دلش می خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد

مهربانم ای خوب

یک نفر هست که با تو

تک و تنها با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور

پراحساس و خیال است و سرور

مهربانم این بار یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت هر صبح گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی .

h2fjppfr9s64w4pccoq9.jpg

آدمي دو قلب دارد

آدمی دو قلب دارد !

قلبي كه از بودن آن با خبر است و قلبي كه از حضورش بي خبر.
قلبي كه از آن با خبر است همان قلبي ست كه در سينه مي تپد
همان كه گاهي مي شكند
گاهي مي گيرد و گاهي مي سوزد
گاهي سنگ مي شود و سخت و سياه
و گاهي هم از دست مي رود...

با اين دل است كه عاشق مي شويم
با اين دل است كه دعا مي كنيم
با همين دل است كه نفرين مي كنيم
و گاهي وقت ها هم كينه مي ورزيم...


اما قلب ديگري هم هست.قلبي كه از بودنش بي خبريم.
اين قلب اما در سينه جا نمي شود
و به جاي اينكه بتپد.....مي وزد و مي بارد و مي گردد و مي تابد
اين قلب نه مي شكند نه ميسوزد و نه مي گيرد
سياه و سنگ هم نمي شود
از دست هم نمي رود


زلال است و جاري
مثل رود و نسيم
و آنقدر سبك است كه هيچ وقت هيچ جا نمي ماند
بالا مي رود و بالا مي رود و بين زمين و ملكوت مي رقصد

اين همان قلب است كه وقتي تو نفرين مي كني او دعا مي كند
وقتي تو بد مي گويي و بيزاري او عشق مي ورزد
وقتي تو مي رنجي او مي بخشد...

اين قلب كار خودش را مي كند
نه به احساست كاري دارد نه به تعلقت
نه به آنچه مي گويي نه به آنچه مي خواهي


و آدمها به خاطر همين دوست داشتني اند
به خاطر قلب ديگرشان
به خاطر قلبي كه از بودنش بي خبرند .

براي تو مي نويسم خرسي مهربون من

براي تو مي نويسم

براي جوانه هايت

          براي قامت نازك خيالت

          براي انديشه هايت

          و براي عشقي كه در سينه تو مي رويد

براي تو مي نويسم

         براي چشم هاي روشنت

         براي جهاني كه از نگاه تو مي شكفد

         و فردا كه به نام تو

                     از افق بر مي آيد

من ، براي توست كه مي نويسم

                         

   براي تو

 

 

lo4clpen90g6bsbuje6.jpg

خداحفظت کنه

ازاین بهتر نمی شه بود ، چه با هم خوب و یکرنگیم
 
اگه هر لحظه می خوامت ، بذارش پای دلتنگیم
 
تویی چشم و چراغ ِ من ، تویی آرووم ِ جون ِ من
 
رفیق ِ خنده و گریه ، شریک ِ آب و نون ِمن
 
خداحفظت کنه عشقم ، خداحفظت کنه جونم
 
جدا از هم نمی شه موند ، نه می تونی نه می تونم
 
خداحفظت کنه عشقم برای باقی ِ عمرم
 
دعا کن تا خدا ما رو نگهداره برای هم
 
یه عالم آرزو داری ، یکی از آرزوهاتم
 
برام با ارزشه خیلی ، اگه گاهی تو رویاتم
 
دلم می خواد که روز و شب فقط پیش ِ خودم باشی
 
تحمل می کنم درد و ، به شرطی که تو هم باشی
 
خداحفظت کنه عشقم ، خداحفظت کنه جونم
 
جدا از هم نمی شه موند ، نه می تونی ، نه می تونم
 
خداحفظت کنه عشقم برای باقی ِ عمرم
 
دعا کن تا خدا ما رو نگهداره برای هم
 
بگو آینده مال ِ ماس ، به حرفت شک نمی یارم
 
بدون بینِ ِ خودم باتو ، دیگه فرقی نمی ذارم

                                        wjb0ucm46d9p4ycj3s4y.jpg