چيز را هم مي شود تفسير كرد
چهره نامرد را تصویر کرد
چیز را هم میشود جانانه گفت
صحبت از عدل علی(ع) ، بی جا نگفت
چیز یعنی وعده های پول نفت
سفره هامان بو گرفت ، از بوی نفت
چیز را هم میشود این گونه گفت
سفرهای خالی از حرفای مفت
چیز یعنی دیپلماسی ، ارتباط خارجی
دادن نان شب مردم به چاوز ، لعنتی
چیز یعنی چیزهای بی حساب
دادن مدرک به کردان بی حساب
چیز یعنی چیزهای کشککی
گفتن از یک اقتصاد پشمکی
چیز یعنی انگهای بی حساب
ساختن یک خانه بر روی حباب
چیز یعنی گفتن از ناموس مرد
جعل یک نامه برای رهنورد
چیز یعنی آه از اعماق دل
از تمام کارهای یک رئیس جمهور ،خجل
چیز یعنی دیدن هاله در اجلاس سران
فرض یک ملت به یا بو خران
چیز یعنی روبرویت ناکسان
گفتن از انسانیت ، اعماق جان
چیز یعنی روبرویت نیم مرد
دادن آمارهای چرت و پرت
چیز یعنی حرفای بی قافیه
دوره محمود ، دیگر کافیه
چیز یعنی حرفهای بی حساب
گفتن از عدل علی(ع)در خواب ناب
چیز یعنی نارواگفتن به دوران امام(ره)
پای کوبان ، دست کوبان در شب رحلت امام(ره)
چیز یعنی فقر و فحشا ، دولت مردم فریب
چیز یعنی بی ادب مرد رقیب
چیز یعنی دولت حرف دروغ
چیز یعنی لومپنیزم بی فروغ
چیز یعنی مرد را نشناختن
بی دلیل از بی ادب بت ساختن
چیز یعنی پیروان خواب خواب
چیز یعنی خانه ای بر روی آب
چیز یعنی حرفهای بی دلیل
دوش مردم پلکان بی رقیب
چیز یعنی امر معروف عجیب
گشت ارشاد ،راه افکار رقیب
چیز یعنی گشت ارشاد واوین
چیز یعنی واردات ،تولید چین
چیز یعنی گشنگی فقر و فساد
چیز یعنی واردات ناصواب
چیز یعنی واردات یک پکن
از خطر داره حسن داره حسن
چیزیعنی دختر کبریت فروش
چیز یعنی دخترک میدان شوش
چیز یعنی ای خیابان خوابها
میرسد ته مانده ی بشقاب ها
چیز یعنی مهرمای داغ ناز
پینه پیشانی ، ز بس رازو نیاز
چیز یعنی داستان آن سفره آن پول نفت
چیز یعنی اختلاس ، پول نفت
چیز یعنی گم شدن های عجیب
چیز یعنی دولت خیلی نجیب
چیز یعنی یغنی طبع گرگان روبَهان
چیز یعنی چیز چیزه ابلهان
...
خوب خلاصه چیز را چیزش کنید
دولت محمود تفسیرش کنید
یا اگر هم یک کمی شک داشتید
پس همان محمود تفسیرش کنید