درد دل با تو نفسم ........
مي بيني كارمون به كجا كشيده عسلي ؟ من كه تو رو خوب مي شناسمت مي دونم چيزي تو دلت نيست فقط از حرف من ناراحت شدي و الان خودت هم بعيد مي دونم از اين وضع راضي باشي .
راستي چي شد اون وعده ها وقول هايي كه ما به هم داديم ؟ يادته ؟ من چند روز نبودم گفتي مگه قرار نبود تنهام نذاري چرا الان تنهام گذاشتي ؟ يادته اينا ؟ لحظه سالتحويل يادته ؟ ما پيش هم بوديم چقدر گريه كرديم با هم يادته ؟ مطمئنم يادته من كه هيچ وقت يادم نمي ره .
خدا كنه حوصله اين كه بياي اينجا و اينا رو بخوني داشته باشي چون متاسفانه فعلا نمي شه جاي ديگه بگم واااااااااي وقتي به اين فاصله ها فكر مي كنم ......... بگذريم ، خيلي حرف واسه گفتن هست ولي به قول خودت ديگه تكراري شده نمي دونم چرا اينطوري شديم ما
فقط تنها كاري كه مي تونم بكنم اول اينكه هر لحظه دعا كنم
و از خداي خودم بخوام كه ما مثل سابق بشيم با هم ![]()
شايد چشممون كردن ، باور كن نتونستم دليلي واسه اين اتفاقاتي كه داره بينمون ميفته پيدا كنم فقط خواهش مي كنم ازت بخاطر يه نقطه يا يه خط اشتباه كل دفتر رو پاره نكن كه بي تو روزگارم سياهه بيا پيشم باش منم هميشه مثل يه كوه پشتت هستم همونطوري كه تا الان سعي كردم باشم
من منتظر برگشتنت هستم نذار چشمام خشك بشه زود بيا .
مراقب خودت باش نفسم دوستت دارم بيشتر از هميشه ![]()
![]()
![]()












وقـتــی بـه نبودنت فـکـر مـیـکـنـم …