تو نمیدانی عشق یعنی چه!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 25 مهر1393ساعت 22:11 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 مهر1393ساعت 15:5 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 مهر1393ساعت 12:40 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 21 مهر1393ساعت 1:5 توسط چشم به راه دوست!!| |

سلام

بازم نميشه نظر گذاشت كه !!!!!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 17:53 توسط چشم به راه دوست!!| |

سلام

دوستان عزیز می خوام خواهش کنم برای عزیزی که بستری و بیمار هستن دعا کنین.  مرسی از همتون


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 18 مهر1393ساعت 2:7 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 23:14 توسط چشم به راه دوست!!| |

...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 11:42 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت 0:31 توسط چشم به راه دوست!!| |

آخ صاحبش اومد الان دعوام ميكنه آقا اجازه ؟؟؟؟ برو پايين توضيح دادم با رمزي كه خودت ميذاري برو بخون


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 10:1 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 8 مهر1393ساعت 18:40 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 5 مهر1393ساعت 0:0 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 30 شهریور1393ساعت 21:19 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 19:45 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 22 شهریور1393ساعت 1:28 توسط چشم به راه دوست!!| |


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 21 شهریور1393ساعت 0:0 توسط چشم به راه دوست!!| |

خیلی وقته نیومدم وبلاگمون .

امشب یه سر زدم و این پست رو برای تو می خوام بزارم که بدونی هنوز هستم ، نفس می کشم و زنده ام که ایکاش برعکس اینا بود ....

از حالت برام بگو حتماً

بعد از اون مصیبت و بعد هم رفتن تو دیگه جونی نمونده برام ، فقط حس می کنم پوستم کلفت شده

خسته ام ..... خیلی خسته ام تو هم که هیچ خبری ازت نیست ...

نوشته شده در چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 1:3 توسط چشم به راه دوست!!| |

نوشته شده در شنبه 27 اردیبهشت1393ساعت 20:17 توسط چشم به راه دوست!!| |

دوستت دارم ...

خیلی دوستت دارم عزیـــــزم

نوشته شده در یکشنبه 14 اردیبهشت1393ساعت 22:15 توسط چشم به راه دوست!!| |

آره بارون میومد خوب یادمه
مث آخرای قصه
که آدم می ره به رویا
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
زیر لب زمزمه کردم
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
یه غروب بود روی گونه هات
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
اما فرقی هم نداره
کار از این حرفا گذشته
دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم
آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه


فرشته زیبای من دلم بدجور بارون می خواد ، بارونی که دو نفری بزنیم بیرون و بی خیال همه چی بشیم . هوای دلم ابریه ابریه...

خدایا همه چیتو شکرررررررررر، ناشکری نمی کنم و ازت ممنونم بخاطر همه این روزها و شب های خوب و فراموش نشدنی که باهاش بودم و خاطرات نابی و برام ساخت ولی حرف دوری که می شه خب حالم و خراب می کنه و الانم اصلا خوب نیستم . هرچی تو صلاح بدونی همون می شه ...

دوستت دارم عزیزم ، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم ...

نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 23:24 توسط چشم به راه دوست!!| |


Design By : Night Skin