تو نمیدانی عشق یعنی چه!!!!

نوشته شده در شنبه 27 اردیبهشت1393ساعت 20:17 توسط چشم به راه دوست!!| |

دوستت دارم ...

خیلی دوستت دارم عزیـــــزم

نوشته شده در یکشنبه 14 اردیبهشت1393ساعت 22:15 توسط چشم به راه دوست!!| |

آره بارون میومد خوب یادمه
مث آخرای قصه
که آدم می ره به رویا
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
زیر لب زمزمه کردم
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
یه غروب بود روی گونه هات
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
اما فرقی هم نداره
کار از این حرفا گذشته
دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم
آره بارون میومد خوب یادمه

آره بارون میومد خوب یادمه


فرشته زیبای من دلم بدجور بارون می خواد ، بارونی که دو نفری بزنیم بیرون و بی خیال همه چی بشیم . هوای دلم ابریه ابریه...

خدایا همه چیتو شکرررررررررر، ناشکری نمی کنم و ازت ممنونم بخاطر همه این روزها و شب های خوب و فراموش نشدنی که باهاش بودم و خاطرات نابی و برام ساخت ولی حرف دوری که می شه خب حالم و خراب می کنه و الانم اصلا خوب نیستم . هرچی تو صلاح بدونی همون می شه ...

دوستت دارم عزیزم ، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم ...

نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 23:24 توسط چشم به راه دوست!!| |

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 12 فروردین1393ساعت 23:53 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 11 فروردین1393ساعت 23:16 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 16 اسفند1392ساعت 17:9 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1392ساعت 23:11 توسط چشم به راه دوست!!| |

انگار قسمت نیست اینجا از شادی و روزا و شبای خوبمون هم بنویسم ... امیدوارم این سوءتفاهم برطرف شه چون می خوام به حرفت گوش کنم و از شادیمونم بنویسم


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 2 اسفند1392ساعت 13:40 توسط چشم به راه دوست!!| |

یه حرف هائی هست که هرکاری هم بکنی نمی تونی رودررو بگی ، تنها راهی که می مونه شاید همین باشه که اینجا بنویسم به این امید که وقت بزاری و بخونی ...
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1392ساعت 12:44 توسط چشم به راه دوست!!| |


گاهی حادثه ها در باور ما نمیگنجند ,

مثل ناگهانی پیدا شدن تو ...

مثل ناگهانی عاشق شدن من ...

مثل ناگهانی رفتن تو ...

نوشته شده در دوشنبه 30 دی1392ساعت 23:32 توسط چشم به راه دوست!!| |


دلم کار دست است ،

خودم بافتمش !

تارش را از سکوت

پودش را از تنهایی ،

همیـن است که “خریـدار” نـدارد . . .  

نوشته شده در دوشنبه 30 دی1392ساعت 23:29 توسط چشم به راه دوست!!| |


بگذار بیاید

بگذار بیاید، از در ، دیوار ،کنج و کلید ، از هر طرف که می خواهد

درد،درد است

دلخوش مکن به وارونه خواندنش

تنها تویی و تنهاییت،

تویی و باران پشت پنجره،

دوربین را بچرخان،

کلید را لمس کن

حرکت

زندگی اغاز می شود دیگر بار

شکوه چشمانت،

وجود پر مهرت،

و دست های تو،

برای گشودن درهای دردناک جهان،

کافی است.

باور کن

چونان همیشه،

خدا را صبورانه باور کن

نوشته شده در دوشنبه 30 دی1392ساعت 23:24 توسط چشم به راه دوست!!| |


نبسته ام به کس دل

نبسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

ز من هر آن که او دور

چو دل به سینه نزدیک

به من هر آنکه نزدیک

از او جدا جدا من

 نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی

به یاد آشنا من

 ستاره ها نهفته اند

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من :-(

نوشته شده در دوشنبه 30 دی1392ساعت 23:21 توسط چشم به راه دوست!!| |

لحظه های با تو بودن از عمرم حساب نمی شوند،
از آخرتم حساب می شوند...از بهشت
پس سعی کن همیشه پیشم باشی

http://upload7.ir/images/28296527334896674084.gif
عزیزتر از جانم
من در چشم تو کتاب زندگی را می خوانم
و هر بار مژه های تو به هم می خورد
یک صفحه از این زندگی را برای من ورق می زند


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 8 دی1392ساعت 22:12 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 2 دی1392ساعت 1:27 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 23 آذر1392ساعت 0:21 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 16 آذر1392ساعت 1:4 توسط چشم به راه دوست!!| |

این هوای لعنتی ، همین هوائی که زمانی عاشقش بودم و با هیچی عوضش نمی کردم . هوائی که ساعت ها منو به قدم زدن تو خیابون ها می کشید و نه خیس شدن رو می فهمیدم و نه سرما ... ازش متنفرم ...

از صبح این ابر ، بارون و برف حتی همه جا بوی عطر تنت و پخش کرده و یادت که هر جا رفتم و هر کاری کردم لحظه ای از ذهنم بیرون نرفت ...

این هوا بدون تو عاشقانه نیست ... قشنگ نیست ... خوب نیست و فقط حالم و می گیره .

حالم بد نیست ولی دلم گرفته ... خیلی دلم می خواست که اینجا می بودی .

تو هم عاشق راه رفتن زیر بارونی ، چند بار خواستم پیام بدم و بگم لباس گرم بپوشی و مراقب خودت باشی ولی نتونستم . حتما تو هم دلت گرفته ... به نظر تو این زندگی چی از جونمون می خواد ؟! این چه سرنوشتیه که داریم ؟! این دنیا خیلی مسخره س کاش اون دنیا دیگه اینجوری نباشه ، خدا کنه اون دنیا بتونم تورو داشته باشم و کنار هم باشیم

مراقب قلب نازنین و مهربونت باش ، یه وقت اون سرما نخوره هااااا

وقتی می دونی من چقدر آرزو دارم تو همیشه خندون باشی نامردی اگه نخندی و غصه بخوری ...


نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 22:7 توسط چشم به راه دوست!!| |



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1392ساعت 22:7 توسط چشم به راه دوست!!| |

هر روزی که می گذره بیشتر می خوامت ،

بیشتر می فهمم چه کسی و از دست دادم ،

بیشتر حسرت می خورم

هر روزی که می گذره بیشتر از قبل آغوش گرمت و می خوام ،

بازم دلم محبتت ، نگرانی ها و دلشوره هات ، شب نخوابیدن هات بخاطر چشم انتظاری و نگرانی و می خواد ...

دلم می خواد ببینم چجوری شدی ؟! چه شکلی شدی ؟! تغییر کردی یا نه ...

دلم بیشتر از همیشه آرامشی و که در کنار تو بودن داشتم و می خواد

اما همه اینارو باید با خودم به گور ببرم ....

من حتی دیگه روم نمی شه بگم برگرد ، ازت خجالت می کشم بخاطر همه چی .... کاش خودت بیائی و همه حسرت ها ، دلتنگی ها و غم هام و ازم بگیری ، ببخشی و دیگه از نفرت حرفی نزنی ...

دلم برات تنگ شده .... می فهمی عزیزم ؟ تو که نفسم بودی و همیشه هستی از همین چند کلمه می تونی همه جزئیات و بفهمی ...


نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1392ساعت 0:16 توسط چشم به راه دوست!!| |


Design By : Night Skin